غنچه اي كه پرپر شد
چشمم به صفحه اول روزنامه اي كه روي ميز گذاشته بودند، افتاد عكس به دار آويخته شده بود
با ناباوري به عكس نگاه كردم يك لحظه خشكم زد.در طول عمرم همه جور جنايت را ديده و شنيده بودم ، اما اين يكي دلم را چنگ مي زد ميخواستم بلند بلند ، هاي هاي گريه كنم سيل اشك هم بار اين غم را از دلم كم نمي كند به دوباره تكرار شدن تاريخ فكر كردم درمحله زينبيه در نزديكي حرم مقدس دردانه سه ساله امام حسين )ع ( اين اتفاق شوم افتاده است 1899 سال پيش يزيد مرد اما يزيدزاده ها نمرده اند شيطان در وجود پست آنها رخنه كرده و زنده است ...
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 8:5 توسط داریوش رضایی
|
اي باد صبا بهر خدا بوي که داري ؟